آخه اینم شد زندگی؟؟؟ اینم شد اغتشاش؟؟؟ ساعت ۳ پا شدم رفتم که راهها بسته نشه و من به قرار ساعت ۴ میدون امام حسینم برسم!!! تو راه از میدون ولی عصر رد شدم دیدم هیچ خبری نیست گفتم خب اینجا جزو مسیر نیست چهارراه که هست!!! لامصب هیچ کس نبود!! گفتم خب می رم سمت انقلاب! همه جا فقط نیروهای ضد شورشی بودن که از گرما زیر سایه ی درختا پناه گرفته بودن !! سوار اتوبوس به سمت امام حسین شدم گفتم خب لابد همه دارن از اونجا می یان ! من خنگ هنوز امید داشتم و منتظر تجمع بیش از سه نفر بودم که بهش بپیوندم!!! تو اتوبوس همه دنبال مخاطب هم می گشتن عقیده مهم نبود فقط داشتن یه جفت گوش کافی بود! یه خانم با روسری صورتی داشت فحش و لعنت می فرستاد به جون بسیجیا و در کنارش زنی چادری نشسته بود که با جدیت حرفاشو تایید می کرد و می گفت: آره راست می گی همش زیر سر آمریکاس که اینا میریزن تو خیابون خب باید جلوشونو گرفت دیگه! یکی دیگه نفس نفس زنان سوار شد و بی مقدمه شروع کرد از فیلم مستند دیشب ندا گفتن :« برداشتن یه زنیکه ایکبیری آفریقایی گه کثافت و آوردن تو تلویزیون زر زر کنه اون وقت دختر عروسک مارو (اشاره به دوست ندا) با اون قیافه وموها گذاشتن که خارجیا بگن اینه اسلامتون ! زدن دختر مردمو کشتن! » اگه مجالش بود این خانم محترم یک روضه هم برا ندا و بدحجابی دوستش می خوند! من در این لحظه رسیدم به میدون فردوسی و به دلیل روزمرگی بیش از حد میدون بهم کارد می زدی خونم در نمی اومد! آقا من گاز اشک آور ریه هام کم شده! بدنم کتک نیاز داره و حنجره ام فریاد!!!اینا رو به کی بگم؟؟! رسیدم امام حسین و از پل هوایی زل زدم به میدون خالی!! در این لحظه بود که به خودم اومدم و گفتم یه زنگ بزنم ببینم آخه چه خبره که بنده تا این حد اسگل شدم؟! خبردار شدم که مهندس و شیخ از قبل گفتن که نرین و دنیا رو آب برده و مارو خواب! همه اعتصاب کردن و ما تو این گرما خوشحال پاشدیم اومدیم امام حسین! مترو سوار شدم و برگشتم ونک که دوستم زنگید و گفت ونک پر دوده! گفتم آخ جون بالاخره اغتشاش! رسیدیم و ونک و جز مامور هیچی ندیدیم! از حرصم همه ی سبزامو انداخته بودم بیرون که حداقل اگه ما به اونا گیر نمی دیم اونا گیر بدن!!! اومدم با یکی از دوستام سمت هفت تیرم رفتم و بعدم میدون مادر! هر جا بگی رفتم و انگار هفته اول عیده همه جا خلوت و آروم!! خلاصه من که نفهمیدم چی شد ولی امروز نشون داد که مردم رهبری موسوی و کروبی و قبول دارن و به درایتشون اعتماد کردن! در عین حال مثل همیشه موجب صرف هزینه و وقت و گرمازدگی برادران هم شد!!
حالا الان که اومدم خونه . می خونم که تازه شلوغ شده و اعتراضات بالا گرفته و مردم شعار می دن! اشکالی نداره خستگی و نا امیدی امروز من فدای یه تار موی هرکی با ماست !